وقت اضافی برای خدا !!!! ...
|
|
نجابت آزرمیدخت
تقديم با عشق به تمام زنان نجیب زیبای سرزمینم
در پگاه نخستین روز بهمن ماه آزرمیدخت ، سی و دومین پادشاه ساسانی پس از چهار ماه پادشاهی
تنها بخاطر نجابتش و این که تن به خواسته های زیرکانه و پیاپی فرخ هرمز فرمانروای خراسان نداد
و همسر او نشد بدست رستم پسر فرخ هرمز کور شده و از کاخ رانده شد
رستم می پنداشت پدر پیرش را ملکه ایران از پای درآورده است
حال آنکه آزرمیدخت پاکتر از گلهای لاله بامدادان بود .
نجابت او بر کسی پوشیده نبود و به گفته ارد بزرگ اندیشمند فرهیخته ایران زمین :
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست .
اما این زیبایی را کسی بر پادشاه ایران برنتافت
و او با چند نفر از نزدیکان خویش به کاروانسرایی بین شاهرود و سبزوار رفته و تا آخر زندگی همانجا ماند
|
در اتاقم خلوتي ساكت و سرد سجاده ام پر از تسبيح و دعا در شگفتم با خود... كه چرا خاك شدم؟ من چرا اين همه مشتاق شدم؟ |
|
من چه كردم با تو؟ كه رهايم كردي... تو چرا سنگ شدي؟ من چرا اين همه دلتنگ شدم؟
تو بمان با قلبت، تو بمان با ياست تو بمان اما من.. ميروم شهر به شهر |
|
ميكنم از سر هر كوي گذر روز و شب ميگردم، تا بيابم او را او همان گمشده پاك من است |
|
او همان مرهم دستان من است تو اگر سرد شدي، مهر او گرمتر از خورشيد است تو اگر با دل من قهر شدي، مهر او تا به ابد جاويد است |
|
تو بمان با قلبت، تو بمان با ياست تو بمان اما من... باز خواهم آمد از همان شهر غريب، با همان قلب ترك خورده و آن عشق نجيب |
|
و تو را خواهم ديد كه در اندوه همين حادثه پر پر شده ايي روز ويراني تو روز ميلاد من است و تو آنروز پشيمانتر از امروز مني |
|
تا بهاري ديگر لحظه ها ميگذرند و تو هم ميگذري مثل يك بيگانه، يك حادثه، يك سايه شوم |
|
و فقط آنچه بجا ميماند، نقش يك خاطره است كه براي منه ساده، منه بي انديشه،قصه تلخ ترين حادثه است |
شعری از دكتر نگار اصغر بيك
ماندان یا ماندانا
ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.
شیــــرین
شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این که خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز آ«بابل و عراقآ» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته میشود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار جسد همسرش، خود را کشت.
دغدویـــه
دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
کاساندان - کاساندانه
کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یک از فرزندان کاساندان و کوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین کننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید که آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند. به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
آتوســا
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.
آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یکی از برجستهترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود. آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت. اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی میگوید: آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بودهاست. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم میباشد.
یوتاب
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند..یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند
چند سال عمر خواهم کرد ....
ستیغ کاج جنبید
و پرتو زرین آفتاب بر علف ها افتاد
در اعماق پر طراوت جنگل هیچ صدایی نیست ...
به خانه می روم
وبادی سرد پیشانی داغم را
نوازش می دهد
طلوع عشق و طلوع نور
از خواب بر می خیزی و شمع ها خود اخود
روشن اند
ستارگان گرد هم می آیند و رویا ها بر بالش ات
فرو می چکندو
عطر گرم هوا را می پراکنند
حتی اگر چنین دیر استخوان هایت بدرخشند و گور خاک در نفس هایت شعله گیرد.
۲-) همیشه از ازل تا ابد و تا وقتی که زمان از نفس بایستد این چنین بوده که عشق برای مردان . فقط یک حس و حال و نه بیشتر و برای زن . مسئله مرگ و زندگی بوده است . الیور ویلکاکس
۳-) پیدا کردن همسر خوب راه موفقیت در ازدواج نیست .. خودمان باید همسران خوب باشیم . بارنت بریکنر
۴-) پیش از ازدواج درست چشم هایت را باز کن . اما بعد از ازدواج انها را ببند . بنجامین فرانکلین
۵-) زن ها ده سال زحمت میکشند تا عادت شوهرانشان را تغییر دهند .. بعد شکایت میکنند که چرا شوهرانشان دیگر مثل سابق نیستند . باربارا استریلند
۶-) زنان چهره همسر مورد علاقه شان را ان چنان میشناسند که دریانوردان دریا را . اونوره دوبالزاک
۷-) یک باستان شناس . بهترین شوهر است .. چون هر چه سن زن بالاتر میرود بیشتر به او علاقه مند میشود . اگاتا کریستی
۸-) بزرگترین سئوال این است .. سئوالی که من علارغم سی سال تحقیق در مورد زنان نتوانستم پاسخی برایش بیابم ... زن چه میخواهد .. ؟ . زیگموند فروید
۹-) وقت ازدواج زنی را انتخاب کنید که اگر مرد بود . به عنوان دوست برمیگزیدید . جوزف جوبرت
۱۰-) زن پیش از ازدواج میگرید ... مرد بعد از ازدواج . ضرب المثل لهستانی
آی مَردم، مُردم
من زن ِ ایرانی
اهل ِ خود ویرانی
آینه ی دق کرده
بس که هق هق کرده
مثل یک کوه یخ
می چکم در مطبخ
از سپاه تسلیم
روز و شب بی تقویم
آی مَردم مُردم
باز هم سَر خوردم
مُردم از مرد بد نامَردم
من به خود نه، که به زن بد کردم
من پُر از تـنهایی
وحشت از زیبایی
در نمد پیچیده
بی هوا پوسیده
برّه ی قربانی
ابرک بارانی
آی مَردم مُردم
باز هم سَر خوردم
مُردم از مرد بد نامَردم
من به خود نه، که به زن بد کردم
بر تن یاس سپید سفره
جای قلاب کمر می سوزد
لب فریاد مرا می دوزد
سیر سیرم سیر از مشت و لگد
برده داران حقیر مرگ بو
بر سر بازار عاشق می کـُشند
خواب مخمل را بر هم می زنند
این کنیزکان خواهر منند
آی مَردم مُردم
باز هم سَر خوردم
مُردم از مرد بد نامَردم
من به خود نه، که به زن بد کردم
